عاشق باران.
سلام خدمت دوستان و دشمنان عزیز.
ببخشید این مدتی که نبودم سرمون تو یه درد گیر کرده بود .
که البته خدارو شکر بخیر گذشت.
"شهریور سال 88 فکر کنم 12 شهریور بود.
من به کسی که دوستم داشت گفتم فردا قراره بمیرم.
شاید بعضی ها بگن چه جمله ی نا امید کننده ای
اما بعضی وقتا آدم چاره ای جز گفتن حقیقت نداره.
این پستمو 4 بار نوشتمو پاک کردم .اما باز گفتم بنویسم.
امروز دوستان همه رفتن مشهد من باهاشون نرفتم
نرفتم تا شاید با خبری یا حد اقل نسیمی بشنوم و حس کنم
تا راحت تر برم.
اما به نظرم کار اشتباهی کردم.
دوستان گاهی وقتا خودمون اعتراف می کنیم که چه اشتباهی کردیم.
امیدوارم کسانی که امام رضا دعوتشون کرده زیارتاشون قبول باشه.
سپاس از همه ی دوستانی که تولد مو بهم تبریک گفتند.
"سالم و سلامت باشید بدون این که به کسی وابسته باشید
اما اگر وابسته شدید لطفا قلب را نشکنید چون هر چند طرف مقابل
سنگ دل و از شما فرسخ ها دور باشد اما
قلب دارد."
سپاس تا آخر با من بودید.
بدرود تا دی ..


